دلم یک خیال راحت ویک اعصاب اروم ویک حوصله گستاخ میخاد برای نوشتن یک داستان طولانی
یک رمان حتی...
+دیشب خاب دیدم پاستل هام ریخته روی بخاری باز شده.گریه کردم به خدا
پاستیل نه !پاستل
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۳/۰۸/۰۳ ساعت 19:27 توسط b0oOo0F
|
من از وراء درد می ایم از امتداد سکوت محض از انجایی که تمام نیلوفرها بوی تعفن میدهند وخارها به لطافت گل های داوودی اند... xXxXxXx اخرش من نفهمیدم چرا جذام جنون جنگ روحذف کردن!!