HJFRTUBV
JKFRGDCVC
UIFGDFWE HRFYHGFCGCDfsfesgfjbh hf
خخخ.این همه تا اینجا نوشتم تازه فهمیدم زبان کیبورد انگلیسی بوده.
حالا چیز مهمی نبوده داشتم به بلاگفا فحش میدادم
تاخیر 1هفته ایش شد 2ماهه....نمیبینه که ما هرروز پست میزاریم
بی خیال حالا ....
خوبین که انشاالله.خداقوت
هم تنگ می شود
هم سنگ میشود
هم اه میشود
هم اه می کشد
هم می سوزد
هم می سازد
هم میگیرد
هم میریزد
لامصب دلم...
+حس میکنم این پست خالی از بار معنایی وارزش ادبی ست
+پشت کتف سمت چپم خیلی وقتا تیر میکشه.مثه الان.اونقد درد میگیره که بادستم میگیرمش...خداکنه از قلبم نباشه
+یکم برگشتیم به رنگی رنگی کردن قدیما.اه من چقدر کم کارم!
فردا باز به تو فکر خواهم کرد.... مثل دریا به ادامه خویش
.
.
.
.
سهلااااااااااام
همه اش دست این هورمون لامصبه که عنان اختیار رو از دخترا میگیره گاهی.... البته فکر میکنم حال خوبم خیلی هم بی ربط به عید و کلاه قرمزی و مسافرت نباشه. در کل آرزو میکنم حال همتون خوب باشه و عیدتون پیشاپیش مبارک .ای لاو یو پی ام سی
به نظرتون چرا من تاحالا تو وبلاگم عکس نذاشتم؟خودم علتش رو نمیدونم
بلاگفا
هرچقدر لاین و اینستا و تانگو به وجود بیاد
یا هرچیز دیگه ای که بشه توش پست گذاشت و نوشت
اما بلاگفا حسابش جداست.ی حال دیگه ای داره
انگار اصیل تره...هه
نظرشما چیه؟
سرما
استخونامو میپوکونه .میشکونه. پامو خفه میکنه.نفسمو...
ازتنم نمیره بیرون..بین پوست بدنم و پالتوم...بین دستهامو دستکش هام حبس میمونه.ولم نمیکنه.
سرمای تنم گرمای تنش رو میبلعه حتی..بغلم که میکنه موهای تنش سیخ میشه .امابازم بغلم میکنه.تنها نفریه که این جسارتوداره.اخه خیلی داغه .گرما از تنش نمیره بیرون....
مرتضی
اونم جوون مرد.خیلی جوون تر
اسم بچه هاتونو مرتضی نزارین.میمیرن
پاستل
یک رمان حتی...
+دیشب خاب دیدم پاستل هام ریخته روی بخاری باز شده.گریه کردم به خدا
پاستیل نه !پاستل
شک لعنتی وبیجا عین خوره داره زندگیشو میخوره
+یک حرفایی تو دلمه...
من از وراء درد می ایم