من دارم خفه میشم.

هنوز نتیجمو ندیدم

فردانوشت:

من دارم خفه میشم

با این که نتیجمو دیدم

اینترنت خونه عدل باید دیروز قطع می شد شانس که ندارم.داشتم اماده میشدم برم کافینت نازی زنگ زد.صمیمی ترین رفیقمه.صداش اونقد ضعیف بود.صدای بوق ماشین ها میپیچید تو گوشم.گفت:رتبتودیدی؟

-نه.هنوز. توچی کار کردی؟

من اره.

میخندید.داشت بال در می اورد.

نازی زودتر جون بکن.دورقمی رو اوردی؟

نه .ولی 400شدم.

اینور تلفن جیغ زدم.خودمو انداختم روی تخت.

-نازی ایول.مبارکه مبارکه.توروخدا واسه منم دعا کن

-به خدا دیشب که گفتی حالم بده کلی واست دعا کردم. اینقد خودتو لوس نکن .من مطمئنم خوب میشی.

پاورقی:من، نازی، ریحانه،شادی رفیق گرمابه و گلستان هم دیگه ایم.از بین ما4تا فقط نازی از رتبش راضیه. من گند زدم به همه چی.چقدر مزخرف تموم شد خاطرات خوش دوران دبیرستان. الان با این رتبه رشته ی جالبی قبول نمیشم.از اون طرف حوصله ندارم یه سال دیگه تمام اون فشارهاو استرس هارو تحمل کنم.حالم خرابه خراب.